|
بچه ها این مطلبو بخونین خییییییییییییییییییییلی قشنگه برای رسیدن به تو بارها زمین خوردم و بلند شدم،بارها تمام لباسهایم
خاکی شدند ،بارها در غبار جاده ها گم شدم ، بارها در قاب لحظه ها به سکوت نشستم .
به هرکجا می رسیدم سَرَک می کشیدم تو نبودی .پاهایم خسته تر از آن بودند که استوار
بمانند. ز بس دویده بودند، تجربه دویدن را فوت آب بودند ، فریادهایم دگر نمی رسیدند
به تو . هنوز هم می گویم ، هنوز هم می خوانمت ، هنوز هم امید فردا را هجی می
کنم ، هنوز هم می سرایمت ، هنوز هم پاهایم نیمه رمقی دارند که به دنبال تو بگردند .
هنوز آسمان آنقدر بخیل نشده است که بر تن خسته من ، بارانش را نباراند. هنوز لبهایم
تکان میخورند و زمزمه شان نام آبی توست ، هنوز قدرت سکوت را میتوان شکست داد و
فریاد خفه شده در گلو را از بند اسارت آزاد کرد . هنوز نوشته هایم جان دارند و هر
روزی که می گذرد الفبای زندگی را تکرار می کنند .
|
About
اردیبهشت 1390 (1) خرداد 1390 (2) شهریور 1390 (4) مهر 1390 (1) آذر 1390 (1) اسفند 1390 (1) Links
دو داداشو یه شلوار کردی |